بیان سه دیدگاه در نگرش به موضوعات زنان
این مقدمه عرض شد تا ما وارد اصل مباحث شویم، در ابتدا ما سه دیدگاه را مطرح می کنیم و در ارتباط با هر دیدگاه و شرایط نمود آن در جامعه امروزی خود نیز توضیحاتی خواهیم داد ولی مهم اینکه دوستان باید در این دو جلسه ای که قرار است من در خدمت شان باشم چون مباحث دنباله دار و به هم پیوسته است و اگر قسمتی از بحث را دوستان نباشند ، امکان دارد شبهات برطرف نشود فلذا تقاضای ما از دوستان این است که تا آخر بحث با ما همراه باشند چون اگر جلسه دوم را نیامدند نتیجه اش این می شود که ما را هم جزء زنان رادیکالی جامعه محسوب می کنند یا می شویم یکی از اعضای جنبش فمنیست ها ...
ببینید در نگرش به منزلت زن و بررسی مسائل زنان سه نظریه مطرح است :
دیدگاه اول_ نظریه فردگرا است که قائل به انتزاع و مستقل دیدن امور از یکدیگر و منکر اثرگذاری و اثرپذیری بین موضوعات است؛ طرفداران این دیدگاه نقش زن را در تحولات و بسترسازی های اجتماعی خنثی می بینند و اصولاً جایگاه زن را در بستر وظایف خانه و محدوه آن تعریف می کنند نه در سطح جامعه
دیدگاه دوم _ نظریه جامع گرا که قائل به وجود ربط بین موضوعات و اثرگذاری و اثرپذیری آنان در مجموعه و نظام است ؛ این طیف معتقد به حضور زن در جامعه هستند در این دیدگاه برای زن منزلت و جایگاه اجتماعی ، در نظر گرفته شده , اما مهم این است که چه منزلتی و چه جایگاهی ؟! ؛ ما این بحث ، شکل گیری و هم آسیب شناسی این نظریه را در جامعه خودمان و هم در جوامع غربی بررسی خواهیم کرد و اینکه که چطور با این نظریه انسان وارد حوزه فمنیستی می شود ، به اینها خواهیم رسید
دیدگاه سوم _ در مقابل این دو نگرش، نظریه تکامل گرایی الهی ( مقابل لفظ توسعه در فرهنگ مادی ) مطرح است که با توجه به دو اصل « ارتباط بین امور با یکدیگر و اثرگذاری و اثرپذیری » و « حاکمیت جهت و هدف بر کل جامعه و سیستم » ، جوامع و نظامات را بر دو دسته مادی و الهی تقسیم می کند و بر اساس آن جایگاه هر یک از عناصر مجموعه را به نسبت سهم تأثیر آنها در بالا رفتن قدرت سیتم و نظام تعریف می نماید.
این نگرش، نگرش دیدگاه اول را یعنی انتزاعی و فردگرایی را به دلیل نادیده گرفتن تأثیرات اجتماعی و جهانی بر فرد و خانواده ، نقد نموده و نظریه جامع گرایی را نیز به دلیل حاکمیت جهت مادی و سرمایه داری غربی بر آن ، نقض می نماید و منزلت زن و بطور کلی انسان را در تبعد و پرستش حقیقی خداوند و سهم تأثیر وی در استعلاء کلمه توحید و قدرت نظام اسلامی معرفی می نماید.
شرح و بسط نظریه اول (فردگراها )
ما از شرح نظریه اول شروع می کنیم تا به دیدگاه های بعدی برسیم :
نظریه انتزاع و فردگرا و طرفداران این دیدگاه، بدون ملاحظه شرائط کنونی اجتماع و هدف حاکم بر جهان ، و اولویت های و ضرورت های موجود در جامعه، زن را فقط در وظایف اولیه و به دور از اجتماع تعریف می کنند و جالب اینکه تا بخواهی دو کلام با اینها صحبت کنی، صدتا آیه و حدیث از حفظ برایت ردیف می کنند که زن متدین باید به عبادت بپردازد، مراقب اخلاق و اعمال خود باشد ، شوهر را راضی نگاه دارد ، بچه های خود را خوب تربیت کند. .....
یعین چی ؟ یعنی اینکه می خواهند با ارائه بحث های نظری و استناد به قرآن و روایات ، جایگاه مطلوب زنان را _به خانواده ، تدبیر امور منزل، شوهر داری و پرورش فرزند ، محدود کنند. نمونه اش را عموماً می توان در بعضی از شهرهای مذهبی به خاطر آن جو حاکم که در بین خانواده های مذهبی وجود دارد دید و خصوصاً اش رو هم باید در بعضی از مدرسه ها و حوزه های علمیه ،
دوستان، جای دوری نرویم توی همین شهر مقدس قم _ من اگر بروم و همین حرف ها را در یکی از مدارس و حوزه های علمیه بزنم ، یا بیرونم می کنند یا می گویند چی ؟ داره کفر می گوید حالا اگه توی شهر قم نبوده ولی در جاهای دیگه که این مباحث مطرح شده ، ما تجربه این برخوردها را داشتیم ،حالا ان شاءا... حوزه فعالیت مان که به اینجا رسید از قمی ها هم این برچسبها را خواهیم شنید.می خواهم این را عرض کنم دوستان ،شما اگر به جایگاه حقیقی زن در اسلام پی نبرید ، فردا برای کسانی که دارند با همین بهانه و ترفند، بر علیه اسلام و مفاهیم اسلامی با شعار دفاع از حقوق زن ، کار می کنند ، جوابی نخواهید داشت و گذشته از همه این حرفها در منظر دیدگاه های خودتان هم خیلی از ابهامات و شبه ها ایجاد خواهد شد و اصلاً من باب مثال اگه عرض کنم حضور و نقش تاریخی و انقلابی حضرت زهرا (س) را در جامعه نخواهید فهمید و نتیجه این می شود که رابطه ما با صدیقه کبری صرفاً یک رابطه عاطفی می شود و نقش تاریخی ایشان را فقط به عنوان یک حرکت سمبلیک در دفاع از ولایت تلقی اش می کنیم و یا صرفاً یک اسطوره عاطفی و نه به عنوان نقشی که بقاء اسلام به آن وابسته بوده و نه به عنوان قیامی که در آن جبهه حق و باطل به صورت غیرشفاف حضور داشتند ،
و عظمت نقش ایشان را درک نخواهیم کرد نقشی که آنقدر پیچیده است که به آنهمه معنویت و آنهمه بصیرت ،شجاعت و فضیلت حضرت زهرا احتیاج داشت در الگوگیری از قیام فاطمی همین بس که امام زمان می فرمایند « و فی ابنة رسول ا... لی اسوة حسنة » یعنی الگوی مورد پذیرش من دختر رسول ا.. است پس معلوم می شود نظامنامه حکومت جهانی مهدی(عج) هم مبتنی بر سیره فاطمی است و حضرت زهرا جبهه ای در تاریخ گشود که حضرت مهدی آن را به نتیجه نهایی می رساند ( بحارالانوار ج 53 ص 180) یعنی فاطمه زهرا یک آرمان خیالی و ذهنی نیست که از دسترس بشر دور باشد، بلکه تجلی یک آرمان و هدف متعالی است که به آرمان و هدف متعالی قیام مهدی متصل است در اینجا فرصتی نیست من در این مورد صحبت کنم ،کما اینکه ما در دهه فاطمیه برای دوستان کاشان مفصلاً این بحث را به طور کامل باز کردیم و قیام فاطمی و نقش تاریخی و فلسفه معنویت ایشان تا یک مقداری بازگو شد
برگردیم به بحث قبلی،من سؤالم این است که چرا این طیف از جامعه که این دیدگاه حداقلی را نسبت به زنان دارند و عده آنها هم متأسفانه در جامعه خودمان کم نسیتند، اینفدر نقش زن را کوچک می بینند ؟! این مواردی که اینها می گویند که حداقل وظایف زنان است ، در جواب باید گفت یا به جایگاه و منزلت حقیقی یک زن مسلمان در جامعه پی نبرده اند یعنی خیلی خوش بینانه برخورد کنیم و اینها را روی حساب کج فهمی و بدفهمی این طیف بگذاریم یا اینکه نه ، باید ماوراء این قضیه و دست هایی که در کار است را ببینیم که چطور با برنامه ریزی های حساب شده در شهرهای مذهبی که جو مناسب تری هم برای جذب و پذیرش این مباحث دارند، این دیدگاه خود را جولان می دهند، علتش چیست ؟ شما اگه ته این قضیه را نگاه بکنید علت را خواهید فهمید ، علتش این است که مطرح کردن این دیدگاه در جامعه آخرش به تحجرگرایی ختم می شود؛ تحجر گراییِ که باعث می شود شما جزئی از دین را بگیری و جزئی دیگر را فراموش کنی ، یک جور اسلام راحت طلبی _ تحجرگرایی که خودش ظلم به دین است و باعث نگاه حداقلی به دین می شود که در نهایت هم به سکولاریزم ختم می شود، مگه سکولاریزم یعنی چه ؟ شما اگر احکام اجتماعی دین را در عملت آشکار نکردی ، سکولار و مروج سکولاریسمی ، ما ملاک تقوا برامون چیه ؟ من این را عرض کنم خدمت دوستان که اگر کسی به بهانه این نظریاتی که در دیدگاه اول وجود دارد ، از مسئولیت اجتماعی خود فرار کند جزء بی تقواترین آدم ها هست. الآن چند درصد خانم های مذهبی ما ، خواهرانی که توی این مباحث و این موضوعات هستند به مسئولیت اجتماعی به عنوان یک واجب اجتماعی نگاه می کنند ؟ چند درصد؟ اصلاً چند درصدشان می دانند که توی این اجتماع علاوه برهمه مسئولیت های دیگر ، مسئولیت اجتماعی هم بر دوش شان هست . شماها که در قم هستید _بگوئید ، چند درصد؟ توی همین مجموعه خودمان ، من نشریه بچه های کانون ولایت را دیدم دوستانی که دارند توی این عرصه کار می کنند باید بدانند که منش ولایی یعنی این که احکام اجتماعی دین با احکام فردی اش دوش به دوش هم باشند و ولایت یعنی حفظ دین در جامعیتش .ماها مشکل مان این است که مبنای کار را در فعالیت های فرهنگی و اجتماعی گم کرده ایم مبنای کار باید آنقدر برای من و شما راهبرد های عملی اش روشن باشد که ما در هر تصمصم و در هر کنش و واکنشی در زندگی و در فعالیت هامان به آن مراجعه کنیم ولی زنان ما الآن توی فعالیت هایشان از آن افق برتری که اسلام برای آنان در نظر گرفته، چیزی نمی دانند و در این مسیر به یک بازشناسی افکار و آراء و اندیشه های امام بیشتر از هر زمان دیگری نیاز دارند
|
+| نوشته شده توسط
شهبازی در دوشنبه یازدهم تیر 1386
|