اندیشه امام و خیزشی نو در مسائل زنان
شما نگاه بکنید تا قبل از طرح دیدگاه های حضرت امام و شکل گیری انقلاب اسلامی مبنی بر این دیدگاه ها ، نقش قطعی اسلام در این عرصه شناخته شده و قطعی نبود و در مقابل ، مکاتبی چون لیبرالیسم و سوسیالیسم داعیه یکه تازی در عرصه های مختلف اجتماعی ، اقتصادی ، حقوقی، و سیاسی داشتند در حالیکه احکام اسلام در رساله های علمیه در محدوده ای خاص از مسائل عبادی و بندرت اجتماعی و اقتصادی ایفای نقش می کرد. در این شرایط ، از دل همین حوزه ها ،اندیشه ای نو و قرائتی جدید از اسلام توسط حصرت امام به منصه ظهور رسید که در نوع خود به مثابه انقلابی عظیم در سیر تحول و تطور حرکت اسلامی بود این حرکت آگاهی بخش ، همه عرصه های زندگی و همه ابعاد فکری مردم را درنوردید و از جمله خیزشی متعالی و هدفمند را در مسائل زنان به وجود آورد تا قبل از این دوره ، زنان جامعه ما به دو دسته تقسیم می شدند : زنان سنتی و خانه نشین و زنان متجدد و اجتماعی اما بی قید و بند نسبت به مسائل دینی. اما همزمان با ظهور اندیشه امام ، قشر سومی از زنان فرهیخته ، تحصیل کرده و فعال در عرصه های اجتماعی و انقلابی ، آگاه به به مسائل روز و در عین حال عفیف و پاکدامن ، پایبند به ارزش های اسلامی و ملتزم به نقش های خانوادگی پدید آمد که با آگاهی به حقوق و تکالیف خود، به خوبی از عهده وظایف و مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی برآمدند. یعنی در واقع دیدگاه امام نسبت به بانوان ، آغازگر تفکر نوین دینی در حوزه این قشر به شمار می آید ، زیرا بنا بر نگرشی که پیش از این وجود داشت ، اینطور تصور می شد که زنان باید در حوزه خصوصی باشند و از ورود به حوزه اجتماعی و عمومی پرهیز کنند این تفکر غالب دینی بود ، اما با تفکر امام که با مشارکت سیاسی و اجتماعی مردان و زنان تأکید داشتند،دیدگاهی نو ایجاد شد، بنابراین دیگر زن مسلمان با باور دینی خود احساس نمی کرد که برای باایمان بودن باید در خانه بماند؛ بلکه آموخت که در همین عالیترین جایگاه دینی نیز می تواند مشارکت داشته باشد.
امام چنان منزلتی به زن بخشید که به جرأت می توان گفت در هیچ مکتب یا حرکت و انقلابی نظیر ندارد ، تا جایی که ایشان در سخنانی فرمودند : « ما همگی مرهون شجاعت های شما زنان شیردل هستیم » و یا در جایی دیگر می فرمایند : « تحول بزرگی که در انقلاب از سوی زنان اتفاق افتاد از مردها به اینگونه اتفاق نیفتاد » «اگر زنان شجاع و انسان ساز از ملت ها گرفته شوند ، ملت ها به انحطاط کشیده می شوند »
نگاه امام به زن ، نگاهی ذاتی و انسانی است نه نگاهی ظاهری و مادی لذا بر این باور بودند که زن به خاطر نقش هایی که می تواند بپذیرد، وظایف و مسئولیت دارد
عالی ترین نماد احترام امام را می توان در انتخاب خانم دباغ به عنوان یکی از سفیران انقلاب به شوروی سابق مشاهده کرد.
شما در فعالیت های سیاسی مرضیه دباغ ببینید، ایشان توی صحبت هایشان هست که می گویند تفکری را که امام درباره زنان ارائه داد ، طوری بود که ما به واقع، این اعتقاد را پیدا کرده بودیم که «مبارزه» وظیفه ای است بر دوش ما و یک تکلیف و واجب الهی است.و همین اعتقاد هم باعث شد که تشویق و تأئید و یا تکذیب دیگران و حتی شکنجه دخترش در جلوی چشمانش را با جان و دل تحمل کند ، در یکی از مصاحبه ها از ایشون پرسیده بودند که نظر امام راجع به مبارزات شما به عنوان یک زن چه بود ؟ و دباغ در جواب می گوید : من موقعی که در نجف بودم ، با توجه به اینکه من هشت فرزندم در ایران بودند و خودم هم از زندان فرار کرده بودم ، وقتی به نزد امام رفتم و از ایشان پرسیدم که آیا برگردم یا بمانم در نجف ؟ امام که کسی نبود که با کسی رو دربایسی داشته باشد که. ایشان فرمودند : شما همین جا بمانید و بعد به ایشان گفتم اگر اجازه بدهید در کنار برادران و خواهران فلسطینی ام در لبنان مبارزه می کنم که ایشان فرمودند این تکلیف است و هر زن و مردی باید به تکلیف عمل کند، دفاع از هر مملکت اسلامی ، برای همه تکلیف می آورد_ این برخورد امام با فعالیت های من ، نشاندهنده رضایت ایشان از مبارزات و فعالیت های سیاسی ام بود. ، بعد از انقلاب و در ایام جنگ هم به عنوان فرمانده سپاه همدان مشغول شدم و هر دو ماه یکبار به امام مراجعه می کردم و گزارش کار ارائه می دادم و اگر امام با این کار موافق نبودند ، مطمئناً تذکر می دادند
حالا شما دیدگاه طیف اول را ببینید که چقدر با نظرات امام فرق می کند ،باید به این طیفی که از روی بدفهمی و کج فهمی خود این دیدگاه را دارند گفت که همان طور که در جریان شکل گیری انقلاب اسلامی ، زن به فرموده امام سهم مهمی در شکل گیری نهضت و پیروزی انقلاب داشتند به طوریکه امام زنان را به عنوان رهبران نهضت یاد می کنند و کسی نمی تواند نقش زنان چه به عنوان مجاهد در مبارزات سیاسی و چه به عنوان مادر و همسر و عامل حرکت در پشت صحنه ، در پیروزی انقلاب ، انکار کند ، الآن هم باید به عنوان نیمی از پیکره جامعه سهم عمده ای در تعیین مسیرهای اصلی حرکت ها و جریان های مهم کشور داشته باشند ،
اصلاً با داشتن دیدگاه طیف اول قید خیلی از مسائل را باید بزنیم، یکی اش آزادی است ، یعنی در این دیدگاه باید اصل آزادی را منکر شویم و زن را فقط به محیط خانه ، آنهم در یک محدودیت خاص تعریف کنیم ، که در این صورت به هدف موردنظر یعنی تهذیب نفس و پرورش نسل و ترس از خدا هم نمی رسیم، چراکه در شرایط فعلی جهان ، که کفر و استکبار در مقابل اسلام قد علم کرده و مدیریت و سرپرستی 80 درصد الگوی مصرفی جامعه را در بخش های مختلف اقتصادی و فرهنگی و سیاسی در دست دارد، آیا ما می توانیم بگوئیم بهتر است زنان در خانه بنشینند و فرزندان خود را پرورش دهند ؟! در جامعه موجود ، علاقه و گرایش غالب زنان ما به چه چیزهایی است ؟ باید به این عده گفت که آیا ما می توانیم با انزواگرایی این وضع را تثبیت کنیم تا مستکبرین دختران ما را پرورش دهند ؟ و بعد هم در تعجب باشیم که چرا چنین شدند ؟!
آیا می توانیم برای پیش گیری از تأثیر غرب شرایط انزوا درست کنیم و بگوئیم زنها را در شرایط انزوا قرار می دهیم تا دست کفار به آنها نرسد ؟! که البته می رسد! الآن در خانه چند درصد از متدّینین ما از مدهای اروپایی خبری نیست ؟! آیا این زن ها که در خانه نشستند ، در خیابان هم نمی آیند ؟ به مغازه ها سر نمی زنند ؟ آیا این زن هایی که از محیط های خودشان هم منزوی هستند، هیچ زن دیگری با لباس و آرایش اروپایی بر آنها وارد نمی شود؟!
می بینیم که امر به انزوا ، ممتنع است! مگر اینکه قائل باشیم مانند مسیحیت جایی درست کنیم و دور آن دیوار بکشیم و تارکان دنیا را در آن بپرورانیم !! که چنین چیزی هم در اسلام نیست. پس باید به این عده گفت که شما یا ناگزیر خواهید بود پدیده تجملگرایی را ، آن هم در نوع غربی آن برای خانه و پرورش خانواده بپذیرید تا آنجا که ژورنال های فرانسوی سه ماه بعد از انتشار، در نقل و انتقال به ایران، رهبری مدها و مدل های زنان مسلمان را به دست بگیرند و پس از آن شاهد تغییر انگیزه ها و تغییر میل و پسند خانواده ها باشید که از طریق زیباشناسی و تحریک مزه ها، رنگها و بوهای جدید در نوع غذا و پوشاک و مسکن آنها نیز تغییر پدید آورده و میل و علاقمندی آنها را از موضوعی به موضوعی دیگر عوض می کند و در آخر به نظاره آثار و ثمرات این تغییر و تبدیل ها بنشینید و دگرگونی محیط های پرورشی و تغییر ارزشها و آرمانها را مشاهده کنید و یا اینکه با یک دید دیگر و از افقی دیگر به این مسئله نگاه کنید یعنی اینکه ما هم می توانیم موضع داشته باشیم و از نظر تکوینی ، موضوع تهذیب و تکامل گرایی زنان را تعریف کرده و منزلت آنها را در اسلام به رسمیت بشناسیم و متعاقباً محیط های پرورشی متناسب با آن را ایجاد کنیم و نگذاریم توسعه این طیف از جامعه که یک رسالت تاریحی را بردوش دارند ، به دست کفار و سرمایه داران بی دین رقم زده شود و بستر اجتماعی توسعه و ارتقاء مسئولیت آنان را به نحوی فراهم کنیم که سود و راندمان آن به دامان اسلام و کشور خود بازگشته و در اختیار اسلام قرار گیرد نه در دامان آنها
شما حتی باید متکامل تر به این دیدگاه نظاره کنید به طوریکه در آن زنان و مردان خودشان را به محور بودن در خانه و خانواده ( ویا حتی در اجتماع و مناصب )تعریف نکنند ،بلکه در فراتر از آن :
اولین مسئولیت خود و مجموعه خود را ، مسئولیت جهانی نسبت به اسلام دانسته و نگران وضعیت اسلام و قدرت کلمه توحید در جهان باشند و یا در سطح جهانی در فکر این باشند که زنان کشورهای اسلام برای رسیدن به آرمانها و ارزش های مشترک چه گام هایی را می توانند بردارند؟
بعد از دغدغه و حساسیت نسبت به وضع اسلام ، در مسائل و نیازمندی های دولت اسلامی اندیشه کنند که هم اینک پرچم مسئولیت تحقق عینی اسلام را بر عهده گرفته است . نگران وضعیت موازنه ارزی کشورشان باشند و نقشی را که می توانند در تغییر موازنه و صادرات و واردات ایفا کنند، به حساب آورند و در نهایت با این گونه نظام حساسیت ها به تربیت و پرورش فرزند بپردازند
اینها متغیرهای اصلی تعیین کننده مقام و منزلت زن مسلمان است که مورد غفلت قرار گرفته است و بی اعتنایی به آن مخاطرات موجود را چه در فرهنگ و چه در سیاست های کلی آن، تشدید می کند.
گرچه ادراکات بسیار ضعیف از ضرورت آگاهی بخشی و ایجاد زمینه رشد و تعالی زنان در اسلام پس از انقلاب ، منشأ پیدایش مراکز و مؤسساتی جهت تعلیم و تعالی خواهران شده است ولی تعریف دقیقی که بتواند « متغیرهای تکامل تاریخی » را یافته و با « نمونه برداری اجتماعی » ، بتواند برای پرورش و توسعه و تکامل بانوان مدل درست کرده و متناسب با آن برنامه ریزی نماید ، تاکنون ارائه نشده است ( ادامه در پست بعدی )
|
+| نوشته شده توسط
شهبازی در دوشنبه یازدهم تیر 1386
|