، شما در کشور خودمان ریشه هایش را جستجو نکنید این جنبش و این نظریه ابتدا در کشورهای غربی مطرح شد
هنگامی که برای اولین بار در غرب زنان به نام حقوق زن جنبشی براه انداختند شاید هرگز تصور نمی شد که بحث دفاع از حقوق زنان که از طبقه کارگری زنان، برخواسته بود و تنها به دنبال حقوق مناسب و شرایط بهتر کاری بود _ روزی به بحث بین المللی و پرجنجال امروزی تبدیل گردد و این را عرض کنم خدمت دوستان که این هم آن مدینه فاضله مورد تأئید ما نیست چونکه این را هم اسلام قبول ندارد چرا ؟ چون آخرش می رسید به فمنیسم و طرفداری از فمنیست ها. ببینید دوستان ،افراط و تفریط همیشه ِ تاریخ، بزرگترین قربانگاه حقیقت بوده است و در این جا هم درست برعکس نظریه و دیدگاه اول عمل می کند و در واقع یکی از شعارهایی که به نام دفاع از حقوق زنان دارد در حق زن ظلم می کند همین شعار فمنیست هاست یعنی چی ؟ یعنی داشتن آزادی کامل و حقوق برابر و مساوی با مردان به هر قیمتی ، این را داشته باشید «به هر قیمتی » ، یعنی حتی به قیمت از بین رفتن خود و شخصیت حقیقی یک زن، حتی به قیمت در لجن فرو رفتن هویت اصلی زن ، اینها یکی از شعارها و مهم ترین برنامه های فمنیست هاست ، بخواهیم یک مقدار بیشتر وارد این مباحث بشویم باید یک مقدار به عقب برویم یعنی یک دهه بعد از جنگ جهانی دوم ، یعنی زمانی که بورژوازی در غرب به قصد بهره برداری استثمارگرانه از زن، در کوره شعارهای فمنیستی دمید و به نام رهاندن زن از کار منزل و وظائف خانواده، زن را به عنوان کار ارزان ،مطیع، پرحوصله و پردقت به خدمت در کارخانه واداشت و در نهایت به خدمتکاری جامعه و در سمَت جدید نیز جز پست های پست و غیر کلیدی و مشاغل خانگی و شبه خانگی به وی سپرده نشد.
تعرض فمنیسم به جایگاه زن و کانون خانواده
شما در ابتدا بخواهید ظاهراً به این قضیه نگاه بکنید ، خب می گوئید که ظهور فمنیسم در آغاز نشانه وجود ستم ناروا در حق زنان بود، و این را ما هم قبول داریم که در ابتدا ظهور و بروز این تفکر ناشی از ظلم هایی بود که در آن دیدگاه اول گفتم که به زنان وارد می شد ولی شما چند دهه بعد از اینکه این نظریه جای خود را در بین ایدئولوژی های غربی باز کرد ببینید ،اکنون که دارد بر علیه حقوق و شخصیت خود زنان عمل می کند دیگر این نظریه کارایی نخواهد داشت، چرا؟ چون یکی از مهمترین برنامه های فمنیست ها دگرگونی در ساختار خانواده و سوق دادن زنان به مشاغل عمومی و تضعیف نقش ویژه مادران در نهاد خانواده می باشد . فمنیست های رادیکال تبلیغ می کنند که «ازدواج» زن را به موجودی «خانه دار، فرزندار» و مرد را به «نان آور و منِ اصلی» تبدیل می کند و معتقدند زنان باید جدا از مردان زندگی کنند به همین جهت نظریه «زوج آزاد» را آسانترین راه برای رهایی از بردگی ازدواج می دانند این نظریه، نوعی همزیستی مشترک میان زن و مرد است که بر مبنای آن، هیچ مسئولیت حقوقی بر عهده طرفین نمی آید، بلکه فقط پاسخی به نیازهای جنسی ، بدون در نظر گرفتن وجود عاطفی آن است . در یک دیدگاه افراطی این نظریه تا همجنس گرایی نیز پیش می رود که اخبارش را هر روز در فجایعی که خود غربی ها رو می کنند، می بینید
شما الآن ملاحظه می کنید که فمنیست ها یا مدافعان حقوق زنان در طی سال های اخیر در سازمان ها و نهاد های بین المللی بسیاری نفوذ کرده اند و گاهاً نظرات خود را بر آنان دیکته نموده و به مرحله اجرا درمی آورند یه طوریکه بحث برابری و تساوی زن و مرد دامنه وسیعی پیدا کرده به گونه ای که آثار آن بخش های زیادی از بنیادهای جامعه را در بر گرفته، از مباحث آموزشی_تربیتی گرفته تا دنیای سیاست و اقتصاد ،
تغییر اجتماعی خاص موردنظر فمنیست ها با چنان سرعتی دارد انجام می شود که موجبات برخی از هم گسیختگی های اجتماعی می گردید و همین پیدایش مسلک های نو به نو در فمنیسم، می تواند دلیل عدم کارآیی این جریان و روش های بکار رفته و تأمین حقوق از دست رفته زن باشد
در جریان جنبش های فمنیستی یکی از اساسی ترین عوامل حرکت، تکیه بر تفکر اُمانیستی یا انسان محوری است ، تقویت اصالت لذت در جریان حضور در عرصه خانواده و جامعه دارای تبعات بسیار زیادی می باشد.بحث استقلال مالی ، آزادی های نامحدود، تأکید بر تحریم حریم های ارزشی، نیشخند به نظام خانواده و زیر سؤال بردن آن به عنوان یک نظام فردسالاری ، تحریم محدودیت های مذهبی، بیان کردن تعاریف جدید و غیرمتعارف از خانواده و ... از جمله مواردی است که توسط برخی فمنیست ها پیگیری می شود.
مبانی و منطق فمنیستی، پیامد و تبعان روانی ، اخلاقی و اجتماعی_سیاسی بسیاری داشته است آثار سوء این مسائل به صورت گسترده پس از گذشت چندین دهه از عمر آن با فروپاشی نظام خانواده در غرب توأم بوده است به گونه ای که امروز از هم پاشیدگی خانواده ها به معضل اساسی دولتمردان غربی تبدیل شده و به شیوه های گوناگون سعی می گردد بسیاری از معیارها و ارزشها را دوباره خوانی کنند تا شاید مورد اقبال قرار گیرد. ( ادامه در پست بعدی )
|
+| نوشته شده توسط
شهبازی در دوشنبه یازدهم تیر 1386
|